هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
139
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
هجوم نموده ، يك مرتبه با گلولهء تفنگ كه هدف آن جان خصم بود ، بدوا يكى را از متعلّقان « محمد خان » مقتول مىسازند ؛ و به آن اكتفا نكرده ، خود جوان مرگ « محمد خان » را با گلولهء « تپانچه شش لوله » از بناگوش زده ، از اسب سرنگون مىسازند . نعوذ باللّه از اين قساوت قلبى كه در ماه مبارك « رمضان » براى جزئى جيفهء دنيا ، مرتكب چنين فعل شنيع شدن و دست به خون چند نفوس مقدس بىگناهى آغشتن ، زهى بىانصافى است . اين خبر وحشت اثر ، در ماه « ذى حجّة » در « مكهء معظمه » ، در حالتى كه مزاج حقير از اعتدال دور افتاده و در كمال اختلال بود ، رسيد و موجب هزار افسوس گرديد . رحمة اللّه عليه . روز دوشنبه ، بيست و نهم شهر شعبان 1296 [ ه . ق . ] بعد از طلوع آفتاب ، از « يكان » سوار شده ، رو به راه نهاده ، در عرض راه ما بين « يكان » و « مرند » مقرب الخاقان « مهدى قلى خان حاكم » ، كه با « ضعف مزاج » به عزم ملاقات مىآمد ، به خدمت جناب « آقا » رسيده ، بعد از عرض اخلاص . « التماس دعا » كرده ، از بين راه برگشت . در نزديكى باغات « مرند » ، جمعى از اولاد و احفاد جناب « آقا » و از ساير مشايعتكنندگان وداع را بهجا آورده ، با ديدهء گريان و دلسوزان ، به طرف شهر « تبريز » مراجعت نمودند ؛ غير از « آقا ميرزا رضا » فرزند سيّمى جناب آقاى « ثقة الاسلام » و « حاجى ميرزا عبد الجليل چاپارباشى » و چند نفر ديگر در خدمت جناب « آقا » ، كسى از مشايعين نماند . محال « مرند » محدود است از جانب مشرق به « قراجهداغ » « 1 » و از شمال به « گرگر » و « زنوز » و غربا به « خوى » و « ارونق » « 2 » و جنوبا باز به « ارونق » و « روديقات » « 3 » كوههاى منبت و
--> ( 1 ) . قراجهداغ , ( Qarajehdaq ) كوهستانى در شمال آذربايجان شرقى كه به آن ارسباران ( Arasbaran ) هم مىگويند و قله مهم آن « سورجرتپه » 2946 متر ارتفاع دارد . ( 2 ) . ارونق ، از بلوكات مرند كه داراى 46 قريه و 20 فرسنگ مسافت است . مركز آن شبستر , ( Shabestar ) حد شمالى مرند ، حد شرقى رودقات ، حد جنوبى ايل مقدم مراغه و حد غربى از بلوك انزاب است . ( جغرافياى سياسى ، مسعود كيهان ، 160 ) . ( 3 ) . رودقات يا روديقات ؛ نام يكى از دهستانهاى بخش مركزى شهرستان مرند بوده ، با مركزيت « امند » كه ظاهرا به تبريز ملحق شده است .